تبليغاتX
از شهر سرد . . .
ما دیگر به جانب شهر سرد باز نمی گردیم . . . ما دیگر به جانب شهر تاریک باز نمی گردیم
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من در رویای خود دنیایی را می بینم

که در آن هیچ انسانی انسان دیگر

را خوار نمی شمارد

زمین از عشق و دوستی سرشار

است

و صلح و آرامش ، گذرگاه هایش

را می آراید .

من در رویای خود دنیایی را

می بینم که در آن

همه گان راه گرامی ِ آزادی را

می شناسند

حسد جان را نمی گزد

و طمع روزگار را بر ما سیاه

نمی کند .

من در رویای خود دنیایی را

می بینم که در آن

سیاه یا سفید

از هر نژادی که هستی

از نعمت های گسترده ی زمین

سهم می برد .

هر انسانی آزاد است

شور بختی از شرم سر به زیر

می افکند

و شادی همچون مرواریدی

گران قیمت

نیاز های تمامی ِ بشریت را

بر می آورد .

چنین است دنیای رویای من !



لنگستون هیوز





پیوندهای روزانه
هفتان
احمد شاملو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
نویسندگان
سعید موسوی
غـــزل محـمـدی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان